۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹:۲۱

با سایه می‌جنگیم ( در مصاحبه با شماره ۲۵۵ مجله تجارت فردا)

مطالعات چندین‌ساله و مخصوصاً دوره راهبری که در چهار سال اخیر در خارج از کشور دیدم من را به این نقطه رسانده که مسائل حاکمیتی،ساختارها، موانع تولید، بزرگ نشدن بخش خصوصی، افزایش فساد و خیلی موارد دیگر بیشتر «سایه‌» هستند تا «عامل‌». درست همانند تمثیل غار افلاطون که عده‌ای زندانی به دلیل اینکه پشت به واقعیات داشتند و تنها از طریق شعله‌های آتش سایه‌ای از واقعیت را می‌دیدند، فکر می‌کردند این سایه‌ها همان واقعیات هستند. در اقتصاد ایران هم گاهی اوقات ما فکر می‌کنیم که عده‌ای تصمیم گرفته‌اند فاسد باشند و در نتیجه فساد سیاسی گسترده‌تر شده است یا مسوولان اجرایی که درگیر فساد شده‌اند، از ابتدا برای کسب منافع شخصی خود وارد سیستم دولتی شده‌اند. یا بگذارید مثال دیگری بزنم؛ بسیاری از مردم و مسوولان فکر می‌کنند هر موقع قیمت دلار بالا می‌رود نرخ تورم هم افزایش پیدا می‌کند. یعنی یک رابطه علی بین نرخ دلار و تورم را فرض محکمی می‌دانند، در حالی که این رابطه بیشتر یک همزمانی بین این دو متغیر است  نه یک رابطه علت و معلولی. ولی مردم و بعضی از مسوولان سایه را می‌بینند و نمی‌دانند که پست سر این سایه واقعیتی وجود دارد که چیز دیگری را می‌گوید. یا وقتی هزینه مبادلات در اقتصاد بالا می‌رود پیشنهاد می‌شود که سیاست‌هایی وضع شود که هزینه مبادلات را پایین بیاورد. ولی بالا رفتن هزینه مبادلات یک سایه است و چون واقعیت جای دیگری است، هر چه تلاش می‌کنیم و سیاست‌های متفاوت اعمال می‌کنیم باز هزینه مبادلات نه‌تنها کم نمی‌شود بلکه روز‌به‌روز بیشتر هم می‌شود.  پدیده «تکرارشوندگی» مثال خیلی روشن این داستان پدیده «تکرارشوندگی» در اقتصاد ایران است. هر سال همه دولتمردان با اراده قوی به دنبال کاهش سهم دولت در اقتصاد هستند، ولی ۳۸ سال است که نه‌تنها بخش خصوصی فعال و بزرگ‌تر نمی‌شود بلکه دولت روزبه‌روز مداخله‌اش در اقتصاد بیشتر می‌شود. این داستان را شما در بسیاری از موارد اقتصادی در کشور می‌بینید.
۶ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹:۲۸

تراز تجاری منفی با هدف کنترل تورم ؟

طبق نمودار اول پیوست، ارزش دلاری صادرات غیرنفتی، بدون احتساب میعانات گازی و گازهای طبیعی و ارزش دلاری واردات، به صورت ماهانه وطبق اطلاعات جمع آوری شده از بانک مرکزی و گمرک جمهوری اسلامی ایران، از ابتدای سال ۱۳۹۵ تا انتهای آذرماه ۱۳۹۶ قابل مشاهده و مقایسه است. همچنین، در نمودار دوم موجود در پیوست، میزان تراز تجاری هر ماه که حاصل مابه التفاوت دو رقم مربوط به صادرات و واردات می باشد، قابل ملاحظه می باشد. آنچه که از نمودار اول بر می آید اینست که، به استثنای فروردین ماه ۱۳۹۵، در مابقی ماهها، در طی این بازه ۲۲ ماهه، همواره واردات بیش از صادرات غیرنفتی بوده است و این امر، همانطور که در نمودار دوم پیوست به وضوح قابل مشاهده است، باعث تراز تجاری منفی در بازه زمانی مزبور شده است. نکته دیگری که از نمودار دوم پیوست در طی بازه زمانی بالا می توان استنباط نمود، روند افزایشی تراز تجاری در جهت منفی می باشد. مقدار این تراز در آذرماه ۱۳۹۶ به منفی ترین مقدار خود یعنی ۲.۵- میلیارد دلار رسیده است، که رقم در خور توجهی می باشد. این افزایش قابل توجه واردات در مقایسه با صادرات غیرنفتی، به ویژه در آذرماه ۱۳۹۶ می تواند از نتایج تلاشهای دولت در جهت کنترل تورم به دلیل ناتوانی بخش تولید در جهت پاسخگویی به تقاضا از این بخش باشد. طبیعی است این امر تبعات منفی از جمله آسیب به تولید داخلی را در بر داشته باشد.  
۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۰:۵۹

آینده و اقتصاد ایران

آنانی که آینده را در اختیار دارند، در کسب و کار موفق و کارآمدند. زادگاه نوآوری نه در گذشته است و نه حال ، نوآوری در آینده بارور می شود و در زمان حال وضع حمل می کند. تمامی آرزوها، خواسته ها، رویاها و مفاهیمی از این دست جنس آینده دارند و این آینده مکانی در چند روز بعد یا زمانی بیشتر یا کمتر نیست . آینده از نگاه تحول تنها یک فضای امکان است . جایی است که مدیران می توانند ایده ها را پیدا کنند و رویاها و آرزوهای خود را ببینند. ولی برای تحقق آن چاره ای ندارند جز اینکه آینده را در زمان حال محقق کنند. در این نگاه، آینده نه خط است و نه نقطه که از شرایط حال بخواهیم به آن برسیم . آینده تنها فضای امکان و در نتیجه محلی برای تحول است . در این میان پیش بینی آینده تکنیکی برای دست یابی به آینده نیست ، بلکه روشی برای مه زدایی شرایط پیش رو است . این مه زدایی هم هزینه ها را پایین می آورد و هم فضای امکان را شفاف تر می کند. درست مثل راننده ای که در مه رانندگی میکند. این راننده اگر ماشینش به چراغ های مه شکن مجهز باشد، میتواند با ریسک کمتر و سرعت بیشتری رانندگی کند. این همان چیزی است که مدیران و راهبران شرکتها در شرایط متغیر به آن نیاز دارند. یعنی با ریسک کمتر و هزینه کمتر سرعت حرکت خود را بیشتر کنند. این مهم از طریق روشن تر کردن دورنما و پیش بینی های محتمل امکان پذیر است . بنابراین ما دو نگاه و رهیافت به آینده داریم. اول آینده ی قابل پیش بینی و عمدتا در امتداد گذشته که اساسا مورد استفاده برنامه ریزی و طراحی ها قرار میگیرد، که در این نگاه نهایت پیشرفتش تغییر است و دوم آینده ای که تنها فضای امکان را برای کشف و نوآوری ایجاد می کند و با ترسیم دورنمای آن این فضای امکان شفاف تر می شود و شرایط را برای خلق استراتژی ها و نوآوری های فن آورانه آماده تر می کند.
۲۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۹

هزینه نا آرامی های سیاسی

در گفتگو با مجله تجارت فردا – شماره ۲۵۴ ناآرامی و اعتراضات سیاسی می تواند همانند آتش، جامعه را گرم کند و یا بسوزاند. این بستگی به تفسیر ما از این نا آرامی ها دارد.  در ابتدا بهتر است این فرض را بپذیریم که در جامعه ای که از بالاترین سطح تصمیم گیری تا مدیران میانی، همه یک صدا طوری صحبت می کنند که کسانی از کرات دیگر آمده اند و جامعه را مدیریت می کنند و بنابراین خود را محق می دانند که همانند یک ناراضی از شرایط موجود ، همه را به باد انتقاد بگیرند، در این جامعه ، وقتی وزیران بیشتر نقد میکنند تا راه حل ارایه بکنند، این حق مردم است که آنها هم ناراضی باشند. مردمی که امکانات سیاستگذاران را ندارند و مساله اصلی زندگی اشان نیازهای اولیه است . برای گروهی مکان و غذا ، برای گروهی دیگر بهداشت و آموزش و برای بخش دیگری از جامعه اتصال به جامعه جهانی . بنابراین فرض ما این است که این جامعه چون درگیر چالش های جدی در اقتصاد است ، نمیتوان از مردم انتظار داشت که از این چالشها راضی باشند و سیاستگذاران را به خاطر زحماتی که متقبل می شوند تشویق کنند. چرا که این نارضایتی حتی به سیاستگذاران هم رسیده است . تنها تفاوت سیاستگذاران با مردم این است که موضوع نارضایتی برای سیاستگذاران مجهول و برای مردم بسیار مشخص ، شفاف، و معلوم است . تجربه این بار نا آرامی ها در ایران نشان داد که نه همه ارکان نظام ، ولی بخش مهمی از آن تفسیر خوبی از نا آرامی ها ندارند و همین مساله موجب می شود که به جای اینکه فرجی برای پیدا کردن راه حلها ایجاد شود، را ه حل های موجود را استتار میکند. تفسیر های اشتباه از یک پدیده دو مشکل ایجاد میکند. اول اینکه با تفسیر اشتباه از واقعیت ( که همان مشکلات جامعه است ) ، واقعیت پوشیده می شود و دوم اینکه با پوشیدن واقعیت نمی توانیم برای آن راه حل ارایه کنیم و به همین ترتیب مشکلات پیچیده تر می شود و پتانسیل آتی برای واکنش مردم،  و به طور طبیعی سوء استفاده از واکنش مردم، افزایش می یابد.
۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۴

اقتصاد رمز پایه

یکی از پدیده های دوست داشتنی سال ۲۰۱۷ اوج و در نتیجه همه گیر شدن ارزهای دیجیتال یا رمز پایه cryptocurrency بود. یکباره همه به سمت این ارزها هجوم بردند و رهبر آنها ، یعنی بیت کوین، به نزدیک بیست هزار دلار برای هر بیت کوین رسید. همین کافی بود که سرمایه گذاران به سمت این ارزها روی آوردند، بروکرها شروع به رشد کردند، و این یورش به شکلی بود که در انتهای سال ۲۰۱۷ برای خرید این ارزها در بروکرهای ارزهای دیجیتال صف درست شد، صفی که به نوعی در کار آنها اختلال جدی ایجاد کرد. به موازات تلاش برای تولید و عرضه ارزهای رمز پایه نیز شدت گرفت و در سال ۲۰۰۹ از یک ارز به نزدیک ۲۵۰۰ ارز در اول سال ۲۰۱۸ رسید. هم اکنون سرمایه گذاران بدون قید و شرط روی این ارزها سرمایه گذاری میکنند و روز به روز بر قدرت آنها و قیمت آنها اضافه می شود و در دانشگاهها هم بعضی اساتید اقتصاد صحبت از سقوط قریب الوقوع این ارزها صحبت می کنند. سرمایه گذاران در زمین بازی روز به روز این ارزها را تقویت می کنند و اساتید اقتصاد از دورن کلاسهای درس به آنها می تازند. به نظرم آینده در اختیار ارزهای دیجیتال خواهد بود. چون این ارزها بدون دخالت هیچ فرد، دولت و بانک مرکزی اداره می شوند و قدرت آنها به تولید و توزیع دموکراتیک آنها است . طبیعی است که این ارزها نیز همانند هر پدیده جدیدی با مشکلاتی مواجهند، ولی از آن طرف هم قدرت تکنولوژی این ارزها blockchain روز به روز قدرتمند تر می شود. اخیرا مدیران تلگرام گفته اند ( اگر این خبر درست باشد ) که ممکن است تلگرام را با تکنولوژی بلاک چین ارایه کنند. اگر این اتفاق بیفتد هیچ فرد، سازمان و یا کشوری نمی تواند آن را مدیریت و یا کنترل و یا فیلتر کند.