۱۴ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۷

بنگاه داری و دانستگی

در بنگاه داری ایران رسم است که برای قوی تر کردن بنیه مدیریتی شرکت پرسنل شرکت را برای دوره های آموزشی می فرستند و یا بعضی از مدیرانو راهبران شرکت نیز در این دوره ها شرکت میکنند. گروهی دیگر برای بالا رفتن توان مدیریتی در دوره هایی شبیه MBA و بعد از آن در DBA شرکت می کنند تا بتوانند مسایل درونی و بیرونی سازمان را بفهمند و سیاست ها و استراتژی های مناسب را در مواجه با چالشهای متعدد تدوین و اجرا کنند. گروهی دیگر چاره کار را در انتقال و یا نو شدن تکنولوژی میدانند. من با هیچ یک از این راه حلها مخالف نیستم ، ولی در عین حال معتقدم که این شیوه ها نهایتا منجر به “تغییر” در شرکت ها می شود. تغییر هم در جهان با ثبات جواب می دهد. ولی همه نشانه ها گواهی می دهد که در سال جاری در اقتصاد ایران و در نظام جهانی به دلیل ویژگی های متفاوتی که دارند، نوسان و شدت تغییرات بسیار بالا است و لذا با پارادایم تغییر نمی توان سال ۹۷ را مدیریت کرد. سرعت تکنولوژی بالا رفته است ، نوسان بازارهای مالی به شدت بالا است ، پارازیت های سیاسی در سطح جهان بالا رفته است ، در ایران نیز کماکان موانع داخلی، موانع منطقه ای و موانع جهانی نه تنها حضور دارند، بلکه به نظر می رسند که در سال ۹۷ قدرت خواهند گرفت. در این شرایط شرکتها به پارادایم “تحول” نیاز دارند تا بتوانند نه تنها شرایط پیش رو را پشت سر بگذارند، بلکه سرعت حرکت خود را نیز بیشتر کنند. برای دست یابی به پارادایم تحول، بر خلاف پارادایم تغییر، مدیران به دانش بیشتر نیاز ندارند. آنها بیشتر نیاز دارند که شرایط را خوب ببینند و خوب تبیین کنند و خوب دیدن نیز چیزی جز دیدن شرایط بدون خوب و بد کردن و قضاوت کردن نیست.
۲۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۷

تحلیل محتوای اقتصاد ایران در سال ۹۷

اقتصاد ایران را از جنبه های مختلف می توان در سال ۹۷ مورد بررسی قرار داد. مثلا عده ای روندهای غالب اقتصاد ایران را پیش بینی می کنند. عده ای دیگر چالش های بنیادی و یا به عبارتی دیگر موانع اقتصاد را نام میبرند و تعدادی هم به ساختارها و نهادها و غیره می پردازند. یک شیوه دیگر در بررسی اقتصاد ایران مفهوم های اساسی است که اقتصاد کشور بر اساس این مفاهیم شکل می گیرد. مثلا اگر شما مفهوم حسادت را در مورد یک شخص استفاده کنید، بخش قابل توجهی از شخصیت آن فرد را آشکار کرده اید. حال سئوال این است که بدون عدد و رقم، چگونه می توان اقتصاد ایران با یک سری مفاهیم شناسایی کرد. یعنی یک جوری میخواهیم اقتصاد ایران را با یک سری مفاهیم کلیدی تحلیل محتوی کنیم. از این نظر مفاهیمی که شمرده می شوند، مفاهیمی هستند که بر سیاستها، ساختارها، نهادها و متغیرها سایه می اندازند. یعنی بدون این مفاهیم اقتصاد ایران قابل شناسایی و تبیین نیست. این مفاهیم به قرار زیرند: اول، امنیت – لازم است برای اینکه اقتصاد بتواند همراه با مشکلاتش، مشکل جدید ایجاد نکند نکات امنیتی در آن رعایت شود. افزایش تظاهرات کارگری، تضادهای سیاسی، اختلاف نظر های بیش از اندازه در حوزه سیاسی، احتمال شکل گیری مخالفت های سیاسی بیشتر، احتمال بالا در شکل گیری التهابات ارزی و مسایلی از این دست ایجاب می کند که اقتصاد ایران توام با ابزارهای امنیتی همراه شود. دوم، کنترل – وقتی مسایل اقتصادی با روشهای مرسوم و جافتاده حل نشود و اگر چنین نگاهی وجود نداشته باشد، کنترل جایگزین مدیریت می شود. سوم، تمرکز – برای کنترل بیشتر به تمرکز بیشتر نیاز است، با تمرکز بهتر می توان جریانات اقتصادی را کنترل کرد. تمرکز شیوه های گوناگون دارد، ولی اقتصاد ایران نیاز جدی به تمرکز دارد. بنابراین کلیه سیاستهایی که نتیجه آن عدم تمرکز باشد، مثل خصوصی سازی، تقویت بازار، آزادی قیمتها، تخصیص بهینه منابع و سیاستهای مشابه، مورد استقبال دولت و حکومت قرار نخواهد گرفت.
۲۰ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۸

سقوط دلار یا اصلاح قیمتی ؟

نمودار زیر نشان دهنده شاخص دلار dollar index در بازار جهانی است . همان طور که میبینید بعد از انتخاب ترامپ یک جهش قابل توجه کرد و سپس مدت زیادی است که در حال کاهش می باشد. عده ای این کاهش را به سقوط دلار نسبت می دهند، در نتیجه این کاهش را ادامه دار می بینند و عده ای آن را به توطئه ترامپ برای بهتر کردن وضع اقتصادی امریکا نسبت می دهند. این دو تئوری به نظر درست نیستند. اولی درست نیست چون اقتصاد امریکا در شرایط بسیار خوبی است و احتمال سقوط دلار نزدیک به صفر است و نظریه دوم هم درست نیست ، به دلیل اینکه جنگ ارزی در حوزه اختیارات رییس جمهور نیست و این فدرال رزرو و بانک های مرکزی است که قدرت ورود به جنگ های ارزی را دارند. سناریوی به شدت محتمل در مورد شاخص دلار این است که به دلایل متعددی دلار در حال اصلاح قیمتی است و به نظر می رسد که اصلاح قیمتی خودش را کرده است. در این صورت امکان کاهش بیشتر شاخص دلار کم است . دقیقا به دلیل همین کاهش است که قیمت نفت و سایر کالاها بالا رفته است و قیمت ارزهایی مانند یورو و سایر ارزهای مقابل دلار افزایش یافته است . این پیش بینی بر پایه افزایش رشد اقتصادی در برخی از نقاط جهان است. نرخ های رشد راضی کننده در منطقه اروپا، انگلستان، ژاپن و استمرار نرخ رشد اقتصادی بالای شش درصد در چین و هندوستان مانع از قدرت گیری بیشتر دلار می شوند. بنابراین در سال ۲۰۱۸ ما شاهد دلار ضعیف تر از سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ خواهیم بود، ولی دلار همچنان یک پول قوی بین المللی باقی خواهد ماند. به همین دلیل است که انتظار داریم قیمت نفت هم در محدوده ۵۰ تا شصت دلار باقی بماند و طلا هم در بیشتر مواقع در محدوده ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ دلار برای هر اونس و در بخشی از سال در محدوده ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ نوسان کند.
۱۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۹

ده نکته از بازار بورس در سال ۱۳۹۷ که بهتر است بدانیم!

موسسه بامداد در سلسه پیش بینی های خود درباره بخش های مختلف اقتصادی در سال آینده ، به بررسی بازار بورس نیز پرداخته است و آنچه در سال آینده از نظر موسسه بامداد در بازار بورس حائز اهمیت است بطور خلاصه عبارتند از :  افزایش ضربه پذیری بازار بورس در مقابل افزایش ریسک های سیستماتیک در سال ۱۳۹۷  افزایش ضربه پذیری بازار بورس در مقابل احتمال بازگشت بخشی از تحریم ها  ضربه پذیری بالای شرکت های مصرف کننده مواداولیه در بازار بورس در سال ۱۳۹۷  رشد بیشتر شرکت های صادرکننده مواد اولیه در بازار بورس در سال ۱۳۹۷  افزایش شدت نوسانات در بازار بورس در سال ۱۳۹۷ نسبت به سال ۱۳۹۶  تاثیرات مثبت افزایش قیمت نفت و مواداولیه در سطح جهان بر شرایط عمومی بازار بورس ایران در سال ۱۳۹۷  رشد بیشتر شرکت های وابسته به بخش مسکن در بازار بورس در سال ۱۳۹۷ نسبت به سال قبل  پیشرو بودن گروههای فلزات اساسی، فرآورده های نفتی، پتروشیمی ها و معدنی ها نسبت به سایر گروهها  احتمال شوک های منفی به بازار بورس با بازشدن نمادهای بسته بازار بورس بویژه نمادهای بانکی  احتمال شوک های منفی به بازار بورس در صورت تکرار بسته های پولی انقباضی بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز  پیش بینی : حرکت شاخص کل بازار بورس با نوسانات قابل توجه همراه با یک روند ملایم صعودی تا حداکثر سقف کانال ۱۲۰ هزار واحد در انتهای سال ۱۳۹۷
۱۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۶

جنگ ارزی یا جنگ تجاری؟

اخیرا بحث هایی در روزنامه ها و مجلات کشور در مورد جنگ ارزی در جهان و به خصوص از طرف امریکا مطرح شده است که به نظر جای تامل دارد. برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، رییس جمهور امریکا به طور مستقیم وارد سیاستگذاری ارزی نمی شود و به بیان درست تر نمی تواند بشود و بنابراین تاثیر مستقیمی بر قیمت دلار در جهان ندارد. یکی از مسایلی که این اشتباه در برداشت را دامن زده است کاهش قابل توجه شاخص دلار در چند ماه گذشته است. اینکه چرا شاخص دلار کاهش یافته است بحث مفصلی است که در این خلاصه نمی توان به آن پرداخت. ولی به تنها چیزی که ارتباط ندارد به جنگ ارزی ترامپ است. قیمت ارز به طور مستقیم به سیاستهای پولی کمیته بازار آزاد فدرال رزرو آمریکا وابسته است که این کمیته کاملا از ریاست جمهوری آمریکا مستقل است. تنظیم نرخ بهره بین بانکی و چشم انداز اعضاء این کمیته از افزایش نرخ بهره از عوامل بسیار مهم و تعیین کننده قیمت دلار در بازار جهانی است. ترامپ طبیعی است که با شانتاژهای تبلیغاتی می تواند قیمت دلار را تغییر دهد، ولی این تغییر بر اساس آنچه تا کنون تجربه شده است، در حد یک سنت یا کمتر بوده است ( به تغییر قیمت دلار در برابر یورو بعد از سخنرانی ترامپ در داووس توجه کنید) ولی سیاستهای مالی ترامپ می تواند نرخ دلار را تحت تاثیر جدی قرار دهد، ولی به این سیاستها جنگ ارزی نمی گویند. اساسا در سطح جهان جنگ ارزی وجود ندارد. چرا فکر میکنیم کاهش یک جفت ارز در مدت زمان قابل توجه حاصل جنگ ارزی است. جهان در شرایط فعلی عدم تعادلهای جدی را تجربه می کند که این عدم تعادلها اثر خود را بر بازار ارز دارند، ولی این با جنگ ارزی متفاوت است. آنچه در هفته گذشته اتفاق افتاد یک جنگ واقعی بود ، ولی نه یک جنگ ارزی بلکه یک جنگ تجاری بود.