۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۷:۳۵

بخشی دوم مصاحبه دکتر ایمانی راد با هفته نامه تجارت فردا

بسیار دیده شده است که شرکتها ، مخصوصا بخش خصوصى که از آزادى عمل بیشترى برخوردار است ، با دیدن نماگر هایى که نشان از رونق اقتصادى دارد ، دست به سرمایه گذارى هیجانى بزند و خودش را در یک دوره بعد با مشکلات جدى مواجه کند. من در این مدت سى سالى که با شرکتهاى عمدتا بخش خصوصى کار کرده ام به نتیجه رسیدم که مشکل عمده بخش خصوصى در کشور ندیدن سیکل هاى تجارى و درست تشخیص ندادن دوره هاى رونق و عدم تفکیک آن از رونق هاى کوتاه مدت و گذرا است . این به طور جدى یکى از علل جدى مشکلات بخش خصوصى است و متاسفانه بخشهایى از آن به اشتباه این مسایل و مشلات را ناشى از محیط نامناسب میداند و به جاى اینکه مشکلات خودش را ببیند ، بیشتر به سیاست و دولت گیر میدهد، هر چند که اینها در سرنوشت شرکتها نقش دارند. براى این منظور من در رشد اقتصادى ایران سه تفکیک را لازم میبینم که انجام شود. اول علائم رونق میتواند به طور کلى در حوزه قیمتها و آنهم در کالاهاى خاصى اتفاق بیفتد. در این شرایط قیمتها ابتدا از طلا ، دلار و بعضا ممکن است در زمین و ساختمان اتفاق بیفتد. در این شرایط میتوان گفت که رشد اقتصادى در پى این سیگنالها اتفاق نمى افتد. این سیگنالها بیشتر حاکى از رشد سوداگرى در اقتصاد است و نه تنها رشد اقتصادى در پى ندارد بلکه میتواند نشانه هایى از تورم رکودى باشد. البته از نشانه هاى موجود در اقتصاد ایران میتوان به نتیجه رسید که این ها رونق در پى دارد یا تورم رکودى . دوم این نشانه ها میتواند شروع یک دوران رشد اقتصادى باشد که در پى آن یک دوران عدم تعادل به وجود مى آید. این رشد معمولا به دنبال افزایش درآمدهاى ارزى شکل میگیرد که در نرخ رشد سال جارى نیز محرک اصلى آن افزایش صادرات نفت  بوده است.
۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۷:۱۹

نوسان شدید و کاهش ثبات در بازارهاى مالى

در یادداشتى در اوایل سال ٩۵ نوشتم که بازارهاى مالى در جهان در سال ٢٠١۶ همراه با عدم ثبات و نوسان بالا خواهد بود. تجربه نه ماهه در بازارهاى مالى نشان مى دهد که تاکنون اینگونه بوده است . نوسان شدید طلا ، افزایش قابل پیش بینى ین ، نوسان بى جهت دلار امریکا ، بلاتکلیفى فدرال رزرو امریکا در بالا بردن نرخ بهره ، ورود به نرخ بهره منفى در چند اقتصاد قدرتمند ، بحران بدهیها در چین ، بلاتکلیفى ثبات و انسجام در اتحادیه اروپا ، فقدان اراده لازم در اروپا براى توقف سیاست هاى انبساطى ، توقف رشد اقتصادى و افزایش بدهیها در کشورهاى نوظهور که از نظر عده اى موتور رشد اقتصاد جهانى بودند، هشدارهاى مستمر صندوق بین المللى پول براى رویارویى با کاهش نرخ رشد اقتصادى در جهان ، نوسان شدید در قیمت نفت در بازار هاى جهانى و شکل گیرى Brexit  به عنوان یک عامل نوسان ساز در بازارهاى جهانى  تنها نمونه هایى از عوامل این عدم ثبات و نوسان شدید در بازارهاى مالى به حساب مى آیند. تنها به آخرین علامت این نوسان شدید مى توان به سقوط ده دقیقه اى پوند انگلستان در هفته گذشته اشاره کرد که در این مدت کوتاه حدود ٨٠٠ پیپ سقوط کرد و بخش مهمى از سبدهاى ارزى را مارجین کال کرد. در این هیاهو چند نفر از اعضاء بانک مرکزى اروپا صحبت از کاهش سیاست هاى انبساطى میکنند و آن طرف تر انگلستان تجربه سقوط پولش را به حد ١٨/١ دلار در برابر هر پوند را تجربه میکند. این نرخ در دو سال بیش از  ٧٠/١ بود و در سال گذشته نرخ ۵٠/١ را تجربه کرده بود. در همین حال رییس بانک مرکزى اروپا مجبور مى شود که نظر سایر اعضاء را اصلاح کند و احتمال کاهش خرید اوراق قرضه را منتفى اعلام کند. در آن طرف یک روز ترامپ ، کاندید رییس جمهورى امریکا ، از فدرال رزرو ایراد میگیرد که چرا نرخ بهره را بالا نمى برد و روز دیگر از الزام پایین بودن نرخ بهره براى تحریک اقتصادى در امریکا دفاع میکند.
۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۶:۴۶

چشم انداز پوند انگلستان

با توجه به تصویر بالا مشخص است که چگونه پوند انگلستان در اثر پدیده برگزیت سقوط کرده است . در شرایط فعلى بحث این است که آینده پوند با توجه به خروج انگلستان از اتحادیه اروپا چگونه خواهد شد. طبیعى است که اقتصاد انگلستان در کوتاه مدت و میان مدت از جدایى از اتحادیه اروپا ( با هر مدل حقوقى که جدا شود ) ضربه خواهد خورد ولى با توجه به اقتصاد قدرتمندى که دارد ( اگر با سایر کشورهاى اروپایى مقایسه شود) در بلند مدت قدرت خود را باز سازى خواهد کرد. در نتیجه پیش بینى مى شود که در کوتاه مدت و میان مدت پوند انگلستان مجددا کاهش یابد ( این روند با اعلام کارنى ، رییس بانک مرکزى انگلستان ، به گسترش سیاست هاى انبساط پولى سرعت بیشترى پیدا میکند) ولى در بلند مدت پوند نسبت به یورو و نسبت به دلار امریکا قدرت بیشترى به دست خواهد آورد.
۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۲

کسب و کار و اظهار قدرتمند خود

یکى از شیوه هاى تصمیم گیرى در تجارت و صنعت این است ببینیم دیگران چکار میکنند. مثلا وقتى میبینیم جلو یک مغازه صف درست شده سریع حساس میشویم که چرا مردم صف کشیده اند. به طور طبیعى صف را یک فرصت تلقى میکنیم . و یا وقتى کسى یک کالایى را خریده است و آن را تایید میکند تمایل ما براى خرید آن کالا بیشتر مى شود و اگر نفر یا نفرات دیگرى هم آن را تایید کنند تمایل ما بیشتر مى شود. در بازار بورس وقتى براى خرید یک سهم صف درست مى شود خیلى ها به سرعت وارد صف مى شوند و به همین دلیل یکباره یک صف طولانى درست مى شود. از این تکنیک فروشگاهها و تولید کننده ها استفاده میکنند. چون به خوبى رفتار مصرف کننده را میدانند. یعنى وقتى صف درست شود ، همین صف خودش را به دلایل بالا طولانى تر مى کند. حال سئوال مهم این است که چرا مردم این گونه رفتار مى کنند . دلیل آن این است که هر شخصى ، چه مصرف کننده و چه سرمایه گذار از عدم قطعیت و نا اطمینانى فرار مى کند و دوست دارد همیشه در شرایط اطمینان باشد. براى همین است که وقتى میبیند همه دارند یک کارى را میکنند ، از عدم قطعیت آن کار کاسته مى شود و در نتیجه تمایل به انجام آن دارند. این استراتژى را میتوان استراتژى توده اى و یا استراتژى گله اى نامید. این مساله در بازارهاى سرمایه گذارى جهانى آنقدر مهم است که براى رفتار هاى گله اى سرمایه گذاران شاخصى درست شده است به نام شاخص تمایل سرمایه گذاران که توسط چندین موسسه بین المللى روزانه و یا لحظه اى محاسبه مى شود. مثلا شرکت FXCM در همین زمینه شاخصى به نام Speculative Sentiment Index – SSI تهیه کرده است . این شاخص نشان مى دهد که وقتى حرکت گله اى به سمت خرید شروع مى شود قیمت ها پس از مدتى کاهش پیدا میکنند و وقتى حرکت گله اى به سمت فروش مى رود قیمت ها بر عکس بالا مى رود.
۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۹

آیاتحولات جارى دراقتصادایران نشان دهنده شروع رونق اقتصادى است؟

من جمع بندى که مى خواهم در انتهاى این نوشته بکنم اول اشاره میکنم . پاسخ من منفى است . احتمال اینکه این تحولات منجر به رونق اقتصادى در ایران شود کم است . هر چند که تعداد زیادى از صاحب نظران اقتصادى نوید شروع رونق اقتصادى را مى دهند ، ولى این شروع با محدودیت هاى جدى همراه است . این نشانه ها چیست ؟ تعداد نشانه هاى رونق زیاد است . مثلا سپرده گذاران با سرعت کمى شروع کرده اند پول خود را از سپرده هاى خود خارج کنند. نرخ رشد تولید بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران به عدد قابل قبولى رسیده است . صادرات نفت به مقدار قبل از تحریم رسیده است . بخش مهمى از درآمدهاى فروش نفت در دسترس دولت قرار گرفته است و در نتیجه عرضه ارز هم بیشتر شده است ، که ثبات نرخ دلار یکى از علائم آن است ، تعداد معاملات مسکن رو به افزایش است و قیمت مسکن هم به میزان بسیار کمى در سه ماه گذشته در شهر تهران رو به افزایش بوده است . البته متغیرهاى دیگرى هم هست که به همینها بسنده میکنم . ولى چرا این همه اتفاق خوب منجر به رشد پایدار یا منجر به رونق اقتصادى نمى شود. به نظرم چهار عامل عمده تحقق رونق اقتصادى را در شرایط فعلى مشروط مى کنند. این عوامل به شرح زیرند : اول، کماکان نظام جهانى درگیر مشکلات اقتصادى است . کارایى بانکهاى مرکزى در کنترل و رشد اقتصادى بسیار کم شده است . نه ماه است که فدرال رزرو در امریکا نمیتواند نرخ بهره را بالا ببرد و دلیلش این است که وضع اقتصاد آمریکا مثل سال قبل خوب نیست . وضع اقتصاد جهانى هم خوب نیست . بسیارى از کشورها کماکان مشکل بیکارى و کاهش نرخ رشد اقتصادى را دارند. در مجموع این شرایط مى تواند بدتر شود و همراه خود قیمت نفت را کاهش دهد.