۱۱ تیر ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۷

آوار نقدینگی

در گفتگو با مجله دنیای اقتصاد آثار سیاست های ارزی و پولی دولت بر صنایع چیست؟ برای بررسی اثرگذاری سیاست های ارزی و پولی دولت و دیدن اثر آن بر بخش صنعت لازم است این دو سیاست در دو بخش متفاوت مورد بررسی قرار گیرد. `برای این منظور ابتدا به سیاست‌های ارزی اشاره می‌کنیم و سپس سیاست‌های پولی را مورد بررسی قرار خواهیم داد. در ابتدا به یک نکته روش شناسی اشاره می کنم. وقتی ما در مورد بخش صنعت صحبت می‌کنیم منظور بخش صنعت به معنای کلی نیست که شامل ساختمان، آب و برق و گاز هم باشد. در اینجا منظور از بخش صنعت بخش تولید کننده کالا، و نه خدمات است که به آن manufacturing sector گفته می شود. این بخش در اقتصاد ایران از دو جهت اهمیت زیادی دارد. در درجه اول این بخش در تولید ناخالص داخلی بخشی پر اهمیت است و دوم این بخش حامل دانش توسعه ای است و بیشتر کشورهای جهان از طریق توسعه این بخش توانسته اند به سطح قابل قبولی از پیشرفت اقتصادی دست پیدا کنند. یکی از ویژگی های بخش صنعت ، با تعریفی که در بالا کردیم، داشتن حساسیت به تغییرات قیمت ارز در ایران و در بازار جهانی است. این حساسیت به خاطر قابل مبادله بودن محصولات این بخش در بازار جهانی است و ضمنا میزان مصرف ارزی این بخش به کل ستاده هایش از سایر بخشهای اقتصادی کشور بیشتر است. همین مساله موجب شده است که سیاست‌های ارزی برای این بخش از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. سیاست های ارزی اعمال شده و یا تحمیل شده به بخش صنعت در بعد از انقلاب دارای ویژگی های خاصی بوده که در طول چهل سال بعد از انقلاب تقریباً ثابت نگه داشته شده است به عبارت دیگر با تغییر روسای جمهور از یک نوع سیاست های ارزی برای تعیین نرخ ارز و یا برای تخصیص آن به بخشهای مختلف اقتصادی و بخصوص به بخش صنعت استفاده شده است.
۹ تیر ۱۳۹۷ - ۱۴:۱۴

رمزگشایی از فساد ارز دولتی

این مقاله در مجله تجارت فردا – شماره ۲۷۰ چاپ شده است.  «تا این رانت وجود دارد چرا به دنبال تولید باشیم؟ مبلغ رانت هم بالاست و از این‌رو طبیعی است که انتظار داشته باشیم که این صف طولانی‌تر شود. تا آنجا این داستان ادامه پیدا می‌کند که هزینه صف و رابطه از رانت به‌دست‌آمده بیشتر شود.» مرتضی ایمانی‌راد با مطرح کردن این موضوع، ریشه مسائل به وجود آمده را دو عامل ترس و توهم‌شناختی می‌داند. ترس از اینکه اگر نرخ ارز بالا برود بر اثر فشاری که بر قیمت‌ها و در نهایت بر بودجه خانوار وارد می‌شود، دولت با مردم درگیر شود و توهم شناختی نیز باعث می‌شود سیاستگذار مبنای مناسبی را برای نرخ ارز در نظر نگیرد. به گفته او، وقتی روش محاسبه درست نباشد و قیمت ارز بیش از اندازه پایین اعلام شود دو اتفاق می‌افتد. اتفاق اول این است رانت و در نتیجه صف درست می‌شود و اتفاق دوم هم این است که وقتی قیمت موازی در بازار زیاد بالا می‌رود بانک مرکزی یا دولت باید دنبال یک توطئه‌گر بگردد تا این اختلاف قیمت را بتواند توضیح دهد. سخنگوی بانک مرکزی آمار داده است که از ۲۱ فروردین تا ۲۵ اردیبهشت‌ماه هشت میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار با مبنای ۴۲۰۰ تومان برای گروه‌های کالایی ارز تخصیص داده شده است، در پس افکار عمومی ممکن است این سوال ایجاد شود که چه کسانی شایسته دریافت این ارز بودند و چرا این ارز به آنها تخصیص نیافته است، آیا این موضوع می‌تواند اثر سوئی در اعتماد مردم به سیاستگذار ایجاد کند؟ قیمتی که صف درست کند داخلش رانت خوبی هست و هرچه این صف طولانی‌تر باشد رانت تخصیص‌یافته بیشتر می‌شود. در حال حاضر صف‌ها برای دریافت ارز مدام دارد طولانی‌تر می‌شود و معنایش این است که رانت تخصیص‌یافته به دریافت‌کننده ارز به مراتب بیش از هزینه زمانی است که در صف می‌مانند.
۹ تیر ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۲

ایران در انتظار آینده اقتصادی دشوار

مدیر عامل موسسه مطالعات اقتصادی بامداد ضمن بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار اکوناپرس عنوان کرد: در مرداد ماه سال جاری مرحله اول تحریم های بین المللی علیه ایران اعمال خواهد شد و مرحله دوم آن نیز از آبان ماه اجرایی می شود، بازار های مالی نیز با توجه به ذات و ویژگی هایی که دارند این تحولات را پیش خور میکنند چرا که بازار، بازار انتظارات است و در حال حاضر نیز از آینده فضای سیاسی و اقتصادی ایران ترس دارد و به نظر میرسد که این مرحله از تحریم ها بسیار سنگین تر از مراحل قبلی باشد و همانطور که در دماسنج اقتصادی کشور مشخص است این ترس خود را در روند صعودی قیمت طلا، سکه و ارز طی چند مدت اخیر نشان داده است. سیامک قاسمی در ادامه افزود: مردم به طور عمومی در زمان مواجهه با این وضعیت اقتصادی و بحرانی که در آینده ممکن است با آن مواجه گردیم، همچنین با توجه به آنکه سیاست گذاران کشور ابزار های مناسب برای کنترل این نوسانات لجام گسیخته ندارند بر این تلاش دارند که ارزش دارایی خود را مدیریت و حفظ کنند، به همین دلیل به بازارهایی مثل ارز ، سکه و طلا هجوم می آورند و این مساله باعث ایجاد موج بعدی افزایش قیمتها می گردد. این اقتصاددان وضعیت بازار طلا و ارز را به شدت وابسته به مذاکرات هسته ای ایران با اروپا خواند و گفت: نتیجه مذاکرات ایران با اروپا بسیار بر وضعیت اقتصادی و پیش بینی شرایط ماه های آتی کشوربه خصوص برای بازار های مالی حائز اهمیت می باشد. آینده بازار ارز و طلا به وضعیت fatf و تصمیم ایران در خصوص آن وابسته است و این نکته بسیار مهم است که آیا ایران در اجلاس ماه آینده fatf دوباره وارد فاز اقدامات متقابل خواهد شد یا خیر؟! به طور کلی و در یک جمله در حال حاضر و در بازه زمانی کوتاه مدت متغیر شرایط سیاسی کشور بسیار بر برآورد تغییرات این بازار ها اثر گذار است.
۹ تیر ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۳

کنترل در عین آزادی

گفت وگوی دکتر ایمانی راد با ماهنامه صنعت و توسعه: از آنجا که از زمان راه اندازی سامانه نیما توسط بانک مرکزی بیش از یکماه می گذرد، بسیاری از فعالان اقتصادی عنوان می‌کنند که این سامانه نتوانسته بازار ارز را سامان ببخشد؛شما در یکی از یادداشت هایتان اقدام بانک مرکزی در کنترل بازار ارز را درست ارزیابی کردید، آیا این کنترل می تواند همین رویه بانک مرکزی باشد یا لازم است جرح و اصلاح برای رفع مشکلات این سامانه ایجاد شود؟ سامانه نیما قرار نیست و یا نمی تواند بازار ارز را اداره کند؛من تصور نمی کنم حتی اگر ادعا شده باشد که این سامانه بازار ارز را هدایت می کند،در توان آن باشد. بنابراین انتظاری که از این سامانه باید داشته باشیم، این است که کلیه مبادلات ارزی کشور در این سامانه ثبت شود و یک مجموعه آماری نسبتا خوب تهیه شود. تحلیل های خیلی خوبی هم می توان از این سامانه استخراج کرد.اما نکته ای که وجود دارد، این است که این سامانه بازار ارز را نمی تواند ساماندهی کند.دلیلش هم این است که عامل تنظیم فعالیت های موجود در سامانه نیما توسط نیروهایی خارج از قدرت دولت ساماندهی نمی شود. به عبارت دیگر این نیروهای بازار نیست که سامانه نیما را هدایت می کنند، بلکه دولت و به طور مشخص بانک مرکزی است که مدیریت ارز را در اختیار دارند و در نتیجه کماکان یک سامانه دولتی و بسیار کنترل شده ایجاد شده است. بسیار طبیعی است مادامی که قدرت های بازار دخل و تصرفی در تعیین قیمت های آن ندارند، نمی توانند بازار را ساماندهی کنند و فقط می توانند بازار را کنترل کنند. درباره نقل قولی که از من مطرح کردید؛درست است.هر زمان که کشور با یک تهدید جدی مواجه می شود و یا هر زمان که کشور می خواهد حمله ای را سامان بدهد،ما به سطح معینی از کنترل ها در اقتصاد نیاز داریم.این بحث حتی درباره انسان یا یک سازمان هم صادق است.در کشورهای غربی که از اقتصادهای پایدارتر و توسعه یافته تر برخوردار هستند، زمان مواجهه با مشکلات اقتصادی یا بروز بحران های اقتصادی، سطحی از کنترل و دخالت دولت در اقتصاد اعمال می شود.از همین رو، من درباره «کنترل» ایرادی نمی بینم.البته درباره سطح و چگونگی این کنترل می توان صحبت کرد،اما اساسا درباره کنترل مشکلی نمی بینم، تنها درباره دو مساله باید بیشتر دقت شود.به این دلیل که این دو مساله کیفیت کنترل را تعیین می کند.
۲۵ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۲

طلا، بازار ایران را به کدام سو می‌کشاند؟

طی هفته های گذشته دو اتفاق بزرگ در اقتصادجهان افتاد؛ شروع جنگ تجاری بین چین و آمریکا بر سر تعرفه ها وافزایش قیمت نفت و طلا. این دورخداد در کانون توجه همه دنیا قرار گرفته است و هر کشور به فراخور بهره یا آسیبی که از این دو رویداد می بیند،برای امسال و سال آینده،برنامه ریزی می کنند. نوسان قیمت این دو کالای استراتژیک همواره بر اقتصاد ایران تاثیرگذار بوده است.خصوصا افزایش قیمت نفت که سبب افزایش درآمدهای دولت خواهد شد.اولین تاثیر این افزایش‌ها بر بودجه است. قیمت نفت محاسبه شده در بودجه امسال ۵۵ دلار در هر بشکه است،این در حالی است که هم اکنون قیمت نفت در بازارهای جهانی حوالی ۷۳ دلار است.این فاصله قیمتی البته براساس قانون،باید در صندوق توسعه ملی ذخیره شود.با این حال،افزایش ها برای بودجه ای که گفته می‌شود،کسری های پیدا و پنهان دارد،می‌تواند شرایط مطمئن تری در سال جاری پیش روی دولت قرار دهد. مرتضی ایمانی‌راد اقتصاددان و تحلیلگر مسایل اقتصاد بین المللی درباره افزایش قیمت طلا و نفت دربازارهای جهانی و تاثیری که بر اقتصاد ایران می گذارد،به خبرآنلاین گفت: «در منطقه خاورمیانه تنش ها به بالاترین حد خود در دهه های اخیر رسیده  است و همین مساله موجب می شود که هم قیمت طلا و هم قیمت نفت بدون ارتباط با تقاضای واقعی بالا رود. البته جنگ تجاری بین چین و آمریکا هم در نوبت خودش روی این دو اثر می‌گذارد. چون قیمت دلار امریکا را کاهش می دهد و همزمان به همین خاطر قیمت طلا و نفت بالا می رود. بنابراین این موضوع فارغ از تقاضای واقعی در بازار است. در منطقه (خاورمیانه) وقتی تنش بیشتر می شود ، چون منطقه نفت‌خیز است ، به طور طبیعی قیمت نفت بالا می رود. طلا هم کاری به منطقه ندارد. هر موقع تنش در یک منطقه زیاد شد طلا بالا می رود و اگر تنش بالا نباشد با کاهش قیمت دلار بالا می رود.