۱۷ تیر ۱۳۹۶ - ۰۷:۲۳

نظام بانکى، پاشنه آشیل اقتصاد ایران

مصاحبه دکتر ایمانی راد در شماره ۳۸۴۷ روزنامه اعتماد قوزک پاى آشیل در نهایت از طریق اصابت تیرى زهرآلود منجر به مرگ وى شد و از آن موقع پاشنه آشیل به نقطه ضعفى اشاره مى شود که چه فیزیکى و چه غیر فیزیکى با توسعه و گسترش بحران در آن نقطه، کل سیستم دچار مشکل مى شود. به نظرم سیستم بانکى در شرایط فعلى پاشنه آشیل اقتصاد ایران است. بى‌دلیل نیست که بیشترین مقالات، مصاحبه‌ها و نوشته‌ها در مورد سیستم بانکى است و تنها جاییکه تا کنون مورد اعتراض مشخص و سازماندهى‌شده مردمى قرار گرفته است، همین نظام بانکى است . گذشته از آن، این سیستم  در مقایسه با سایر سیستم‌هاى اقتصادى– اجتماعى بسیار ظریف و شکننده است و بنابراین مراقبت خاصى لازم دارد. در عین حال مشکلات نظام بانکى و پولى کشور هم بسیار جدى است. چند موسسه اعتبارى دچار مشکل جدى شده اند، سپرده‌گذاران موسسه اعتبارى کاسپین دست به اعتراضات دامنه‌دارى زده اند، مردم براى سپرده گذارى، همانند خرید سهام، سئوالات متعددى از کارشناسان میکنند تا بانک مناسبى را براى سپرده گذارى انتخاب کنند، بانکها قادر به کاهش نرخ سپرده ها نیستند چون این نرخ به بقاء آنها وابسته شده است، و این نرخ با ساختار مالى بانکها سازگار نیست، بخش مهمى از منابع بانکها در جایى قفل شده است که به زودى انتظار رونق در آن بخش نمى رود، بخشى دیگر در دست دولتى است که بالاترین میزان بدهى را در تاریخ اقتصادى کشور دارد، و بخش سوم هم مشکوک الوصول است و وضعیتش از دو مورد اول بدتر است. از اینها گذشته سیستم بانکى به دلیل عدم رعایت استانداردهاى جهانى، بخشى از ضعف هاى خود را توانسته است پنهان کند، ولى وقتى این ضعف‌ها از روى کاغذ به میدان عمل وارد مى شود دیگر پنهان کردنى نیست. مهمتر از همه اینکه راز بقاى این سیستم، خروج آنها از شرایط بقاء شده است .
۱۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۱

ریشه غیر اقتصادى مشکلات اقتصادى

پیش تر در مقالات مختلف اشاره کرده ام که راه حل مشکلات اقتصادى ایران صرفاً اقتصادى نیست. پیش‌تر تحت عنوان موانع شناختى از این موانع نام می‌بردم. مگر مى شود با شناختى مخدوش، اقتصادى شفاف را سر و سامان داد؟ این عوامل شناختى متعددند که در این یادداشت به یکى از آنها اشاره میکنم. یکى از جدى‌ترین عوامل غیراقتصادى اثرگذار بر اقتصاد “فقدان عاملیت” است . عاملیت منشاء قدرت یک سیاستمدار، مدیر و در مجموع یک فرد است. عاملیت از عامل مى آید و وقتى من خودم را عامل و منشاء اثر میدانم، تمام تلاشم اثرگذارى و انجام کار است . وقتى یک نفر عاملیت دارد برخورد با مشکلات را، حتى اگر در ناحیه دیگرى شکل گرفته باشد، بخشى از مسئولیت و یا احساس مسئولیت خود میداند. بنابراین عاملیت تنها یک جایگاه است. جایگاهى که انسان از آنجا جهان را نگاه میکند و خودش را منشاء اثر میداند. از آن جایگاه فرد میداند که دیگران و عوامل محیطى در عملکرد او اثرگذارند، ولى خودش را منشاء اثر میداند. به قول کریشنا مورتى “هر گونه ظلمى در جهان شود من خود را در آن ظلم سهیم و در نتیجه مسئول میدانم.” طبیعى است که وى تنها از یک جایگاه صحبت میکند. نه از یک کنش و یا مسئولیت. او از منشاء اثر بودن صحبت میکند. نقطه مقابل عاملیت، بنابراین،  دلیل‌تراشى ، توجیه‌گرى ، احساس قربانى‌شدن ، توپ را در زمین دیگرى انداختن، انگشت اشاره را به طور دائم به طرف دیگران بردن و …. است . وقتى عاملیت وجود نداشته باشد، فرد خود را پشت دلایلى که ارائه میکند، پنهان‌مى‌کند. درنتیجه در جعبه ابزارش همیشه دلایلى براى توجیه عدم توفیقش دارد. این توجیهات و دلیل‌تراشى‌ها موقعى به کار مى آید که ما به نتیجه مورد درخواست خود و دیگران نرسیده ایم و نیاز به دلیل‌تراشى براى این عدم موفقیت داریم؛ مشکلات را ناشى از مدیران قبلى دانستن (جدا از توضیح علمى این پدیده) و مشکلات را ناشى از تغییرات محیطى دانستن از ابزارهاى بسیار متداول فرار از عاملیت است .
۱۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۷

دام همزمانی

مرتضی ایمانی راد از دلایل تداوم رکود در بازارها می گوید.  فصل بهار تمام شد، اما به نظر میرسد بازارها از خواب زمستانی بیدار نشده اند. برخی از تحلیل گران قبل از انتخابات بی تحرکی فضای بازار را به فضای انتظار ربط میدادند، اما با مشخص شدن نتایج نیز تغییر قابل توجهی در بازارها مشاهده نمیشود. در این خصوص مرتضی ایمانی راد معتقد است:«اکثر اوقات مردم گرفتار دام “همزمانی” میشوند. یعنی دو پدیده را که همزمان با هم اتفاق می افتند به عنوان علت و معلول تلقی و از تجربیات قبلی خود هم استفاده می کنند.» به گفته این اقتصاددان، رکود موجود در اقتصاد ایران ادامه رکود سال ۱۳۹۵ است و چون تغییر بنیادی در شرایط اقتصاد کشور پدید نیامده است، طبیعی است که عدم رونق بازارها ادامه خواهد داشت. از نگاه او، پس از استقرار دولت دوازدهم هم بازارها شرایط متفاوتی را تجربه نخواهند کرد، زیرا مسائل پشت عدم تحرک بازارها، بسیار قوی تر و پایدارتر از شرایط سیاسی هستندو به این راحتی تغییر نمی کنند. در حال حاضر آمارها نشان می دهد که بازدهی بازارهای داخل کشور، اعم از بورس، ارز، مسکن و بازارپول در سه ماه نخست قابل توجه نبوده است در ابتدا یک نمای کلی از وضعیت بازارها و عدم تحرک آن در بهار سال جاری ارائه کنید؟  همان طور که اشاره کردید در سه ماهه اول سال حوزه هاى سرمایه گذارى در کشور تحرک قابل توجهى نشان ندادند. در ابتداى سال عمدتا این مساله به دو ماهه قبل از انتخابات منسوب میشد و یک ماه بعد از انتخاب هم به شکل نگرفتن دولت اشاره میشد. الان هم همه منتظر تشکیل کابینه هستند و این اعتقاد در جامعه وجود دارد که به محض تشکیل کابینه بازارها راه مى افتند و جریان سود دهى بازاها مشخص مى شود. به نظرم مردم بیشتر با چیزى که بیشتر برایشان ملموس است تحلیل میکنند و تصمیم میگیرند.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۰۵:۰۵

خطر موج تازه پوپولیسم اقتصادى را جدى بگیریم!

آیا مى دانستید که دولت ها از دى ماه ١٣٨٩ تاکنون مجموعا بیش از ٢۶٠ هزار میلیارد تومان یارانه نقدى داده اند؟ آیا مى دانستید که کل بودجه هاى عمرانى تخصیص داده شده دولت ها از سال ١٣٩٠ تا امسال تنها ١٣٠ هزار میلیارد تومان بوده است؟ آیا مى دانستید که یارانه پرداخت شده به مردم در طى سالهاى قبل بطور میانگین سالیانه دو برابر همه سرمایه گذارى هاى دولت ها در ساخت زیربناها ، راه ها ، راه آهن ها و همه پروژه هاى عمران و آبادانى بوده است؟ آیا مى دانستید یارانه ها که در سال ١٣٨٩ بطور متوسط ١۴ درصد هزینه هاى خانوار ایرانى را پوشش مى داد به دلیل نرخ تورم امروز فقط ۵ درصد هزینه هاى خانوار ایرانى را پوشش مى دهد؟ آیا مى دانستید که افزایش قیمت بنزین و گاز و برق و گازوییل در طى سالهاى اخیر جوابگوى پرداخت یارانه ها نبوده است و دولت ها همواره بخشی از درآمدهاى نفتى را به جاى سرمایه گذارى هاى زیر بنایی، صرف پرداخت یارانه نقدى کرده اند؟ آیا مى دانستید که از زمان پرداخت یارانه ها، سهم بودجه هاى عمرانى دولت در رشد اقتصادى و تولید ناخالص داخلى و ایجاد اشتغال تازه در کشور از ۵ درصد به کمتر از ٢ درصد رسیده است؟ آیا مى دانستید که در زمان شروع پرداخت یارانه ها، دولت احمدى نژاد تنها در یک سال بیش از ١٢٠ میلیارد دلار درآمد نفتى داشت و درآمد نفتى دولت روحانى در سال ١٣٩۵ علیرغم رفع تحریم ها به سختى به ۵٠ میلیارد دلار رسید؟ آیا مى دانستید که پرداخت یارانه ١۵٠ یا ٢۵٠ هزار تومانى حتى به دهک هاى محدود جامعه، به معنى چند برابر شدن احتمالى قیمت بنزین و گاز و برق و گازوییل و افزایش بیشتر کسرى بودجه دولت خواهد بود؟ آیا مى دانستید که استقراض از بانک مرکزى و افزایش یک باره پایه پولى با هدف پرداخت یارانه ١۵٠ یا ٢۵٠ هزار تومانى مى تواند غول خفته تورم و قیمت ارز در کشور را دوباره بیدار کند؟ آیا مى دانستید که اقتصاد توزیعى یا صدقه اى در بلند مدت مى تواند پایه هاى اقتصاد توسعه اى و رشد اقتصادى مستمر و ثبات اقتصادى را تهدید کند؟ و در پایان آیا مى دانستید که استراتژى ”
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۰۷:۳۰

اقتصاد امروز ایران به چه رییس‌جمهورى نیاز دارد؟

مرتضی ایمانی راد: با توجه به اینکه ما بیشتر بر اساس ضرورتها و اضطرارها تصمیم می گیریم ، بهتر است بدانیم  که ضرورت و اضطرار وقتى مستمر مى شود ، به ما مى گوید یک یا چند اشکال اساسى وجود دارد که اگر اینها به طور بنیادى حل نشود ، این ضرورتها و اضطرارها همیشه موضوع تصمیمات ما خواهد بود. این مسایل بنیادى به نظرم موضوعات اساسى اقتصاد ایران و در نتیجه موضوعات اساسى ریاست جمهورى و انتخابات ریاست جمهورى است . 1-  اقتصاد ایران به رییس جمهورى نیاز دارد که به اقتصاد نگاه ابزارى نداشته باشدو اقتصاد را به عنوان یک ابزار براى پیشبرد مسایل سیاسى نگاه نکند. اقتصاد وظیفه اش حمایت از سیاستمداران نیست ، این سیاستمداران هستند که باید در خدمت اقتصاد باشند. نگاه ابزارى به اقتصاد تا کنون منجر به دخالت هاى گاه و بیگاه سیاست در اقتصاد شده که حاصل آن شکل گیرى یک بخش انحصارى و مهم در اقتصاد ایران شده که در عین استقلال ظاهرى به شدت تابع سیاست‌هاى سیاسى حکومت است . جدا از این انحصارات نگاه ابزارى به اقتصاد آثار دیگرى هم دارد که در جاى دیگر باید مفصل به آن پرداخت . 2-  در اقتصاد و به طور کلى  در أمور اجتماعى قطعیت وجود ندارد. همه مسایل اقتصادى ، از جمله قانونمندى ها ، پیش بینى ها و برنامه ها ماهیتى احتمالى دارند. نگاه همراه با قطعیت ذهن را بر یک شکل و سیاست قفل میکند و سیاستمدار مجبور است که جاى انطباق ذهن خودش با واقعیات ، واقعیات را با ذهن خودش منطبق کند. بنابراین اقتصاد امروز ایران به رییس جمهورى نیاز دارد که ذهنى روان و احتمالى داشته باشد. بتواند سیاست ها را با تغییرات اقتصادى و اجتماعى همراه کند. هر گونه تحکم فکرى به اقتصاد ، نتیجه اى جز غیرکارآمد کردن اقتصاد ندارد. 3-  امروزه اقتصاد ایران به رییس جمهورى نیاز دارد که بداند و بتواند اقتصاد ایران را در تعامل سازنده با اقتصاد جهانى بارور کند.