۱۵ آذر ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۳

شتاب تورم خوراکی سیگنال خوبی نیست

مرتضی ایمانی راد رییس هیات مدیره موسسه مطالعات اقتصادی بامداد در گفت و گو با «شرق»   براساس آمارهای بانک مرکزی در فاصله سال های ۸۴ تا ۹۵ تورم شاخص خوراکی ها و آشامیدنی ها و بهداشت و درمان به عنوان دو شاخص توسعه انسانی بالاتر از شاخص کل تورم بوده و تورم شاخص تحصیل کمتر از شاخص تورم .براساس این بررسی ها؛ شاخص کل تورم ۲۱۶ درصد بوده در حالی که شاخص خوراکی و آشامیدنی ۲۴۲ درصد و شاخص بهداشت و درمان ۲۶۱ درصد بوده است. به اعتقاد شما این وضعیت نشان دهنده چیست؟ نکته ای را که از سال ۸۴ تا ۹۵  باید به آن توجه کرد این است که دراین دوره و به طور مشخص از سال ۸۶ به بعد اتفاقات یکتا و جالب توجهی دراقتصاد ایران شکل گرفته است و اقتصاد ایران را با نوسانات بسیار جدی همراه کرده است.  اگر در این دوران،  یعنی از سال ۸۶ به بعد متغییرهای اقتصادی کشور را نگاه کنیم شاهد خواهیم بود وضعیت اقتصادی کشور به شرایط بسیار بی ثباتی رسیده است و از آن موقع به بعد هیچ وقت رشد مستمری نداشتیم. حالا اگر یک یا دو سال به عقب برگردیم همان سال ۸۴ تا ۹۵ همان دوره ای می شود که از نظر شاخص های توسعه انسانی مورد توجه شما است. قبل از اینکه به این شاخص ها بپردازم به چند واقعیت اشاره می کنم و آن اینکه قبل از سال ۸۶ نرخ رشد باثبات و قابل توجهی در اقتصاد ایجاد شد که این نرخ رشد در سال ۸۶ به بعد بسیار پر نوسان بود که اگر میانگین ده ساله این دوره را محاسبه کنیم به اعداد بسیار پائینی می رسیم.بنابراین یکی از حقایقی  که در دوره مورد  اشاره شما باید به آن پرداخت نرخ رشد پائین اقتصاد کشور به قیمت های ثابت است. دومین اتفاقی که افتاده این است که دراین دوران جمعیت کماکان در حال رشد بوده بنابراین رشد درآمد سرانه به قیمت های واقعی از سال ۸۴، ۸۵ به بعد دچار رکود بسیار جدی بوده است.
۲۰ آبان ۱۳۹۶ - ۰۶:۳۱

واقعیت هایی از بحران شبکه بانکی

رییس جمهور امروز پس از پایان نشست سران قوا در صحبت های کوتاهی با رسانه ها درباره بحران شبکه بانکی نکاتی گفت که این اظهارات جدی ترین موضع گیری درباره بحران شبکه بانکی در این سطح از حاکمیت تاکنون بوده است. ریس جمهور امروز تلویحا با رد امکان بازپرداخت سپرده های مالباختگان توسط بانک مرکزی به مردم توصیه کرد که سپرده های خود را در بانک های مطمئن و معروف سرمایه گذاری کنند . این صحبت ها تاکید دوباره ای بود بر برخی گزاره های زیر درباره بحران شبکه بانکی: از نظر قانونی هیچ سپرده ای حتی سپرده ها نزد بانک ملی ایران تضمین بازپرداخت کل سپرده در صورت ورشکستگی بانک را ندارد. از نظر قانونی بانک مرکزی تنها به اندازه درصد ذخایرقانونی بانک ها نزد بانک مرکزی در برابر سپرده گذاران در صورت بحران پاسخگو است و با آنکه برخی بانک ها به دلیل دولتی بودن یا وضعیت مناسب ترازنامه از ریسک پایینی برخوردار هستند، اما سپرده نزد هیچ بانکی دارای ریسک صفر نیست. برخلاف تلاش های رسانه ای بانک مرکزی و دولت برای تقلیل بحران شبکه بانکی به برخی موسسات غیرمجاز، بررسی های ریسک از نظر شاخص های مختلف بیانگر این نکته پر اهمیت است که برخی از بانک های رسمی کشور نیز در شرایط بحرانی قرار دارند و دومینو بحران در صورت عدم حل ریشه های ایجاد کننده بحران، می تواند به برخی بانک های رسمی کشور کشیده شود. امروزه مهمترین شاخص عمومی برای تشخیص بانک های با ریسک بالا، مقایسه سود وعده داده شده توسط این بانک ها در مقایسه با سود میانگین بانک های کشور است . امروز هر بانکی که سود بالا پیشنهاد می دهد و به هر طریق به دنبال دور زدن مصوبات بانک مرکزی در کاهش سود بانکی است، شاخص خوبی برای شناسایی ریسک بالای این بانک ها می باشد. بحران شبکه بانکی در صورت ادامه دار بودن و تبدیل شدن بحران بانکی به پدیده «هجوم بانکی» و ایجاد یک ترس عمومی در سطح جامعه از وضعیت سپرده های مردم و هجوم مردم به بانک ها برای خروج سپرده هایشان می تواند از هر بحران سیاست داخلی و بین المللی برای ایران خطرناک تر باشد و «هجوم بانکی» می تواند در زمان کوتاهی بسیاری از بنیان های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را به خطر اندازد.
۱۹ آبان ۱۳۹۶ - ۰۷:۴۵

منتظرتحولات طلا و ارز در ماه‌های آینده باشید

مصاحبه دکتر مرتضی ایمانی راد با خبر آنلاین «شرکتها تحت هیچ عنوان وارد قراردادهای بلندمدت ارزی نشوند|طلا هزینه ریسک کمتری دارد» تحولات بازار جهانی طلا و نفت این روزها اقتصاد ایران را هم تحت تاثیر قرارداده است.اگرچه برخی تغییرات قیمتی که در بازار ایران اتفاق افتاده ناشی از تصمیمات داخلی هم هست،اما بنا به گفته اقتصاددانان،تحولات سیاسی از یک سو و افزایش تقاضای جهانی در بخش هایی از جهان با وجود رکود اقتصادهای نوظهور، سبب شده تا قیمت این دو کالا برای نخستین بار همزمان با هم افزایش یابد. آنطور که مرتضی ایمانی راد، اقتصاددان و کارشناس ارشد اقتصاد بین المللی می گوید:« بر اساس تجربه ای که از اقتصاد جهانی داریم وقتی دلار آمریکا افزایش پیدا می کند، انتظار داریم که قیمت طلا کاهش یابد و قیمت نفت هم کاهش پیدا کند؛ البته نمی توان کتمان کرد که این رابطه در همه زمان ها معنادار است. در یکی دو ماه اخیر ما شاهد هستیم که در شرایطی که دلار آمریکا در حال افزایش است که  دلیل عمده ی چنین  رابطه ای به مسائل سیاسی جهانی برمی‌گردد.» اواخر بهمن ماه سال گذشته موسسه مطالعات اقتصادی بامداد در پژوهشی نوسان قیمت ارز و طلا را با توجه به تحولات جهانی پیش بینی کرده بود.هشت ماه بعد از ارایه این پژوهش،این پیش بینی محقق شد. دکتر مرتضی ایمانی راد اقتصاددان و رییس موسسه مطالعات اقتصادی بامداد در همین رابطه به سئوالات خبرآنلاین درباره تحولات اقتصاد جهانی، نوسان های اخیر نرخ ارز،بالا رفتن قیمت طلا و نفت در بازارهای جهانی و تاثیرات آن بر اقتصاد ایران پاسخ گفت.  چرا طلا و نفت گران شد؟ مرتضی ایمانی راد در پاسخ به این سئوال که در حال حاضر در بازار جهانی به دلیل سه بار تصمیم فدرال رزرو برای افزایش بهره بانکی،دلار نسبت به سایر ارزها تقویت شده،از طرفی هم طلا و  نفت هم روند افزایشی دارند و این افزایش ها تا کجا ادامه خواهد داشت،گفت:«همانطور که اشاره کردید، به دلیل افزایش سه بار نرخ بهره بانکی دلار آمریکا نسبت به سایر ارزهای بین المللی در چند ماه گذشته افزایش داشته است؛ هرچند که دلار آمریکا نسبت به دوران قبل از انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهوری آمریکا پایین تر است، ولی در هر حال باز یکی از ارزهای  قدرتمند در سطح جهان به شمار می رود.» او افزود:« بر اساس تجربه ای که از اقتصاد جهانی داریم وقتی دلار آمریکا افزایش پیدا می کند، انتظار داریم که قیمت طلا کاهش یابد و قیمت نفت هم کاهش پیدا کند؛ البته نمی توان کتمان کرد که این رابطه در همه زمان ها معنادار است.» این اقتصاددان با بیان اینکه رابطه بین طلا و نفت و دلار آمریکا از جنس یک رابطه بلندمدت است ،عنوان کرد:« بنابراین هر تحرکی که در قیمت شاخص دلار آمریکا داده شود، این مقدار تغییر به همان نسبت  خودش را در طلا و نفت نشان نمی دهد.
۱۹ آبان ۱۳۹۶ - ۰۵:۲۰

هزینه های خاموش سرکوب قیمت ارز

آمارهای صادرات غیرنفتی شش ماه اول امسال بیانگر یک واقعیت خاموش در اقتصاد ایران است و آن واقعیت این است که در حالی که انتظار می رفت که اثرات رفع تحریم های هسته ای در اقتصاد ایران به مرور به بار بنشیند و شاهد رشد و توسعه تعامل ایران با جهان بویژه در بخش صادرات غیرنفتی باشیم، اما صادرات ایران در شش ماه اول امسال از نظر ارزش دلاری ۴ درصد نسبت به شش ماه اول سال ۱۳۹۵ کاهش یافته است! در تحلیل دلیل کاهش ارزش صادرات در شش ماه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل اولین انگشت اتهام به سمت سیاستگذاران ارزی کشور است . به بیان دیگر کاهش ۴ درصدی ارزش صادرات و رشد ۱۵ درصدی ارزش واردات در ایران در شش ماه اول امسال، هزینه ای است که اقتصاد ایران همانند تقریبا همه سالهای قبل بابت سرکوب قیمت ارز توسط بانک مرکزی و در سطحی کلان تر توسط سیاستمداران ایران می پردازد. اقتصاد ایران همانند همه سالهای قبل برای منافع کوتاه مدت سیاستمداران در حال پرداخت سوبسید به نفع کارگر چینی و هندی و کره ای است و همچنان با سرکوب قیمت ارز و یا وعده سرکوب قیمت ارز نفس صادرکننده را تنگ می کند. اقتصاد ایران برای برون رفت از مشکلات عدیده ای که به آن گرفتار است تشنه توسعه صادرات غیرنفتی واقعی است . اقتصاد ایران برای نزدیک شدن به نرخ رشد اقتصادی ۸ درصدی وعده داده شده در برنامه ششم توسعه اقتصادی چاره ای جز ایجاد تقاضای بین المللی برای محصولات خود یا همان صادرات غیر نفتی ندارد و بر خلاف همه این گزاره های مطرح شده دولتمردان و در نگاه کلان تر هیات حاکمه در ایران به دنبال روش های مختلف در جهت سرکوب قیمت ارز است و این در اقتصاد یعنی درجا زدن همین سطح اندک صادرات غیرنفتی ایران است. این سوال اساسی که این تن نحیف اقتصاد ایران تا به کی باید به اغراض سیاسی سیاستمداران از هر جریان و جناحی سرویس بدهد، همچنان مهمترین سوال بی پاسخ اقتصاد ایران است .
۱۶ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۳

نیم نگاهی به داخل

نیم نگاهی به شاخص پیچیدگی اقتصادی در ایران در گفت و گوی دکتر مرتضی ایمانی راد با مجله تجارت فردا – شماره ۲۴۴ «با افزایش توجهات به شاخص پیچیدگی اقتصادی، این سوال در ذهن مطرح می شود که چرا تا به حال در مورد آن در داخل کشور صحبت چندانی نشده است و اینکه آیا در واقع این شاخص، تصویر درستی را از اقتصاد ایران و رشد اقتصادی بازتاب می دهد یا خیر. دکتر ایمانی راد معتقد است با توجه به دانش ضمنی به جای توجه صرف به دانش نظری، یکی از گام های اصلی در بهبود وضعیت ایران در شاخص پیچیدگی اقتصادی و در نتیجه رشد بلند مدت است و همچنین نقش وزارت صنعت، معدن و تجارت را مهم تر از نقش وزارت علوم قلمداد می کند.»  اقتصاددانان و سیاست‌گذاران (و سیاست‌مداران) ایرانی تا چه حدی با شاخص پیچیدگی اقتصادی آشنایی دارند؟ من دقیقا نمیدانم هر یک از سیاست مداران و سیاست گذاران چه آشنایى با این شاخص دارند. ولى میدانم که هیچ یک از آنها تا کنون در این مورد یک خط هم ننوشته اند ( البته تا جاییکه من اطلاع دارم ). شاید این را بتوان به عنوان نشانه اى در نظر گرفت که از این موضوع اطلاع زیادى ندارند. به نظرم من این شاخص ارزش این را دارد که به عنوان شاخص توسعه اقتصادى مورد توجه قرار گیرد. شاخص بسیار اساسى و قدرتمند است و از پایه فلسفى خوبى برخوردار است . بنابراین پاسخ پرسش شما این است که این اطلاع در سطح بسیار پایینى است . من خودم هم همیشه تعجب میکردم که چرا جامعه سیاسى کشور تا این اندازه نسبت به این شاخص بى تفاوت است .     چرا شاخص پیچیدگی اقتصادی کمتر مورد توجه اقتصاددانان ایرانی قرار گرفته است؟ به طوری که در در دانشگاه‌ها کمتر حرفی از آن زده می‌شود؟ این موضوع علت هاى متعددى دارد.